سيد جلال الدين آشتيانى
46
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اتصال به حق محل ظهور و تجلى انوار الهيه مىگردد ، و از سرّ وحدت آگاه مىشود . بعد از آگاهى از سرّ وحدت ، عالم بحقايق مربوط به مبدأ و معاد مىگردد . فرق بين معارف اهل كشف و يقين و علوم مستفاد از برهان و نظر و دليل آنست كه معارف اهل نظر مشوب با اوهام و تصرفات قوهء واهمه است . سالكان مسلك برهان از ماوراء حجاب ، بواقع علم پيدا مىنمايند ، ولى علوم اهل رياضات و مكاشفات ، بلا واسطه از حق اوّل مأخوذ است و حقايق را بشهود عيانى مىيابند . « 1 » قوهء نظريه بدون استمداد از مقام و مرتبهء كشف بحقايق نمىرسد . عقل نظرى در ادراك كثيرى از معارف عاجز است ، مثل نشئات بعد از موت و معارف مربوط به آخرت ، چون صور علميه حجاب بين واقع و عقل است . عقل را از آن جهت عقل مىنامند كه عقال و مانع از شهود واقع است . حقايق اشياء ، على ما هى عليها ، بلون كثرت انصباغ ندارد ، و متّصف به وحدت است . حقيقت هر موجودى همان نحوهء تعيّن او در علم حق است . علم كامل بحقايق از اتصال به مخزن علم حق حاصل مىشود . علم به توحيد و ولايت و مراتب و مقامات انبياء و اولياء و كيفيت نشئات بعد از موت ، على ما هى عليها ، جز از طريق شهود حقايق حاصل نمىشود . انبياء و اولياء در نحوهء حصول اين علم ، اتباع و پيروان خود را به اين طريق سوق مىدادند . به همين مناسبت اهل نظر هم اذعان دارند كه علم حاصل از طريق تصفيه ، كه از آن به عين اليقين و حق اليقين تعبير كردهاند ، اصفى و اتم و كاملتر از علم حاصل از طريق برهان است . و ليكن معتقدند كه حصول علم از اين طريق اختصاص بانبياء و اولياء دارد و از براى ديگران بسيار مشكل ، بلكه قريب به محال است . در
--> ( 1 ) . در بيان ترجيح سلوك از طريق شهود بر طريق اهل نظر ، دلائلى در كتب اهل عرفان ذكر شده است كه برخى از آن ادلّه قابل خدشه است و بعضى محكم و غير قابل خدشه مىباشد . رجوع شود به شرح حمزه فنارى بر كتاب مفتاح ، « چاپ 1322 ه ق . ص 7 ، 8 ، 9 ، 10 » و كتاب تفسير قونيوى بر سورهء حمد ، « چاپ حيدرآباد دكن ص 21 ، 22 ، 23 ، » ، و تمهيد القواعد ابن تركه چاپ 1313 ه ق . ص 5 ، 6 ، 7 ، تا 8 و اواخر اين كتاب ص 140 ، 141 . . . / .